✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
تفسیر
میزد به نگاهم نگهش تیر که گویا
بشکستن قلبم هُنر است از دم شمشیر
خندید پی خرد شدن آن همه خفت که به ما رفت
له کرده به زیر پا ندانسته چه ها کرده به تحقیر
او، داند و آگاه، نموده همه در توطعه بر من
باشد که شبانگاه روم بر در میخانه به تقصیر
چندان بزنم باده که آگاه نباشم به گه صبح
چندین بکنم جرم که قاضی بدهد حکم به تعذیر
بر منبر خطابه شده هیچ نداند که چه گوید
بس فکرِ بسر داشته تا آمده مسدود به تقریر
هر کس که شنید، حاصل بشنوده نگهداشت
شاید بتوان گفت که روزی بسرایدش به تفسیر
وان کس که زِ تعزیر رهد بر سر تقریر رود حاصل تفسیر
باشد که نهایت بتوان جمله نظر گوید و ِآورد به تحریر
ما گرچه بر آنیم که همه، پر بشود از همه آثار و نتایج
هاشا که شنیده شد ز بیمایگیِ خورده ته دیگ به کفگیر
ما هرچه بشد در شب بیتوته کشیدیم توان تا سحر و صبح
افسوس نشد آنچه بپا بوده و باید بشود در همه شبگیر
یادداشت شاعر
تقریر = ابراز،اظهار،بیان،گفتار
تعزیر = مجازات کیفری
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
07.07.2026