✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
بویید مرا
من از نصیحت مانده‌ام اشعار من پوچ است و بس
ای شاهدان بوئید مرا، کز بحر شعر آید نفس
از عشق‌ها بس گفته‌ام تا بی‌کران کرده سفر
از تجربه گذشته‌ام شکسته دَر، به هر قفس
تمام لذت جهان که آن مرا به خود بَرَد
نگاه خود نبسته‌ام درون چشم من هوس
جهان و هرچه هست درش اگر تمامی‌ام دهند
چه فایده اگر که آن نباشدم به خانه بس
به صبح روشن امید به خنده سالیان دور
کنون تَوان خنده‌ها سراب پوچی و عبث
ببندم ار دوچشم خود دوباره بینمت به بر
دَوَم سراسیمه که تا، شوم به زیر پا چو خَس
نمی‌کنم گله زخود ندارمت شکایتی
فقط اگر شود تو را، به داد ما گهی برس
نه نرمشی برد مرا به سوی اصل ماجرا
نه هر ترانه لرزشی ز بطن ما کشیده کس
چه می‌شود اگر شبی میان بیتوته دل
ز کاروانِ رفته‌ام، شنیده آوای جرس
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
24.12.2025