✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
بدهی یا طلب
آنکه دارد طلبی و نگران باشد به دریافت آن
بِه بود از بدهی و عدمِ پرداختِ دِینَش، به توان
ما طلبکار توایم دلت ز ما وام گرفته به جفا
فکر دریافت آن شور برافکنده میان دلمان
گرچه دانیم بَس، عبث باشد نشستن پای این سودآوری
لیک گر واقع شود بنگر به دریای شگرف بی‌کران
پیش‌تر هرکه به فکر آتیه مشغول جمع مایه بود
آمدش روزی که خود افتاد در بند خزانه این زمان
من نگویم تا بمانی راکد و مانی ز کسب روزی‌ات
تا برآیی بر هزینه بایدت تلاش و کوشش بهر آن
تا به فکر کار خود باشی و حال دیگران را ننگری
آنچه جمع آورده‌ای دیوار زندانت شود به ناگهان
تو که می‌دانی، ما نیز آگاهیم به قصد نیتت
این دل بیچاره تاب آرد مگر در واپسین دم از امان
هر چه در رویا ببافم طرح آرامش کنار بسترت
آید آیا پشت در باشی گشایم در به رویت ناگهان
ترسم آید نیمِهِ شب، بین بیتوته که از خود بی‌خودیم
هر چه جمع آورده‌ایم و کل دارایی بَرَد سارِقِ جان
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
19.12.2025