✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
افتادگی
خسته ام از راه و از رهبان و از آوارگی
تا به کی افسار ما را می‌کشد بیچارگی
مانده ام هرچه فروتن بوده ای در این مسیر
بیشتر فرو روی اندر میان باتلاق لزج درماندگی
آنکه دنبال بقایش در پی ریشه زدن پی افکند
خسته باشد از دویدن پشت هر وامانده ای از راندگی
گر به زانو دست بگذاری به ایستی صاف گردانی قدت
عاقبت پیروز میگردی بدین فقر و فلاکت از بجا واماندگی
من بتو گفتم هر آنچه بوده ات شرط بلاغ
این توئی تا پند گیری یا ملالت از سر آکندگی
عشق باشد در پی صافی و یکرنگی به هر راه درست
خود تو میدانی صداقت می‌کشاند راه نیکی در ره فرزانگی
گر به پایداری گزینی صبر و ثابت بر قدم باشی بجا
عاقبت بر می دهد هر جا درخت استوارت در پی سازندگی
کس نخارد پشت تو با بودن دستان قدرتمند خود
گر نداریش بکار چگونه می خواهی بمانی در ره پایندگی
گفت یاری در شب بیتوته ای جانا چه حاصل بودنم
گفتمش دانا درختی بود که حاصل پای خود افتادگی
یادداشت شاعر
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
< بیدل >
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
02.02.2025