اعتبار دوستی
دوستی آنجا برایت اعتبار آرد که تو
سر براه یار می سایی و دنبالش به دو
هر کسی شایسته نا باشد رفاقت را بخود
رسم آزادی نباشد پشت سر، حرفم شنو
مدعی از بهر کندن تیشه بر من میزند
من نهانی ریشه ام می گسترانم تا جلو
ارزش والای دوستی را چنان معنی کنم
تا بگیری در مسیر زندگی پندی به نو
گرچه در دوران خامی و جوانی بر سر عهدی که بست
تا دم آخر نگهدارد تعهد هرکه در کوی رفاقت راه رو
خنده بر من ناروا باشد اگر مهرِ مرا یاری، ندید
آنچه من در بهر یاران میکنم میماندم گویم به تو
ما که رفتیم و ندیدیم دشمنی های حقیر
راهِ رفتن را نبندد در مسیر زندگیِ هر پیشرو
دانشِ یاری ندارد هر که دنبال رفاقت ها نرفت
دشمنی ها را رها کن خود بدنبالش برو
قهر کردن بین یاران و عزیزان پیش می آید گهی
تو برای زخمِ جانان نوشدارو باش و مرحم را به نو
گر شبانی را به بیتوته گذارم تا به صبح
عهد می بندم بنا دارم به دوستی راه نو
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۱۰/۳