از ماه تا ثریا
ترسیم مینمایی از ماه تا ثریا
در شعر مینشانی کشتی به قعر دریا
وصف دل دو عالم شور و هوای ما را
هرگز نشد نشانی آگه از این قضایا
در کار شعر بینم گاهی ظرافتت را
در خواب آورندت, آن را چه کار دنیا
هرکس که خط نوشته داند کجا تراود
اندیشهاش چه درهم پیدایشات فریا
گاهی برای جانان گاهی برای اغیار
گاهی سری برآرد ته ماندهای چه گویا
گر در ره نوشتن قلم شکسته داری
تاملی نمایی نظر به هر سجایا
ترانهای سرایی که آید از وجودت
که هرکه خواند آن را بپرسدش خدایا
درین میانه گاهی شاید ز کوی یاری
شنیده شد ندایی که بردهام به رویا
شبی به بیتوته ای سرودهام نوایی
که عاشقانه خواند آوازهخوانِ احیا
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱۰/۲۹