✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
ارزانی تو
دربانی بهشت را ارزانی تو دارم
ما را به این جهنم کافی بود نبودت
ای نازنین مانده دور از دیار یاران
تا کی مرددی تو تصمیم دل حسودت
ما راهیان نوریم رهبان ما تو باشی
گمگشته مانده اکنون حیرانی صعودت
آنجا که حرف عشق است پای تو در میانه
بر عاشقان دنیا مبارک است وجودت
نجوای خامُشت را نشنیده گیرد ار کس
چه دردسر برآید ز ناگهان سرودت
ما سالیان سال است بسته به گوش جانیم
آیا شود زمانی با چشم بسته اما از بطن دل شنودت
پریدن پرنده به اوج می‌کشاند نگاه ماندگان را
کجا شود خبردار ندیده آسمان‌ها شکسته پَر فرودت
همه جهان برآنند نگه ز تو ربوده نمایشی نمایند
ولی نگاه یاری، بر این شکسته پیکر کجا شود ورودت
هزار شب بیتوته گذشته غم سر آید
نه آمده غمی سر نه بشنود درودت
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
09.05.2025