✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
آگاهی همت
در جهانی که درآنش، هرچه بود و هرچه هست
در زمانی که نه هشیاری خوش است و حال مست
از چه رو باید به تنهایی کشید بار همه بر گُرده‌اش
آن کسی که در همه عمر به غم انس گرفت و لب ببست
می‌توان آیا به دیده اعتماد و در نظر پهنایِ مهر
کو کجا آرد،چه حاصل از مرام مردم دنیا پرست
هیچ دانی آن‌که داد و در عمل بخشش نمود و خنده کرد
آمدش آگاهی همت به آزادی ز زندانی که رست
داده‌ام پند، عزیزی تا بخوانم شعر‌های بیش و کم
شاید آموزم ز حافظ یا که سعدی ناز شست
آری آموزد ولی کو گوش بشنو زین همه حیرانی‌ام
لنگ لنگان می‌روم با چوب دست تجربه‌هایم به دست
ما که می‌دانیم، چرا پنهان کنیم بر ضعف خویش
هیچ پنهانی نماند در خفا تا عاقبت صبرش شکست
تو بیا دمی بیاسای و نگر حالِ منِ پریشِِ پیر
یا بسازی نوشدارو تا توان با این بهانه رفت و جست
گوئیا بیتوته شب درد مرا دوا کند با گفته‌ای
که برآید از نهاد عاشقی که همِهِ عمر به پیمانی نشست
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
01.12.2025