✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
آنچه نباید
تا که بودی قدر تو دانستم و آرام جان بودی مرا
حال اگر دور از منی باز هم نشسته من تماشا میکنی
ای عزیز دل چه ها بگذشت درین سالی که رفت
عطر بوی پیکرت صوتِ صدا با خنده حاشا میکنی
آنچنان این دوره ام با سرعتی طی می شود
گو که هر لحظه نگاه عکس تو شوری به دل ها میکنی
آه همین دیروز بودم تا که یادم کرده ای
ای همین امروز باشد بر مزار، جانا مدارا میکنی
گر چه تو دیگر نباشی و عزیزان در فراقت بی قرار
می شود آیا از آن بالا پیامی، آنچه جانا میکنی
امشبم را با نگاه چهره ات در قاب عکسِ ماندگار
گر چه افسوس است و حرمان لااقل با خنده غوغا میکنی
یاد ایامی که با آرامشِ صوتِ صدایت گر چه دور
حالِ دیگر بودم و احساس امنیت که بر ما میکنی
گرچه میدانستم آن روزی رسد دستم رها و میروی
باورش را کذب می گفتم ولی دانم که برپا میکنی
آمد آخر لاجرم آنچه نباید، هیچکس چاره نشد
من کنون خیره به عکست گر چه افشا میکنی
امشبی را من نشسته بی تو با بیتوته ها راز و نیاز
طالبم رویای رویت را چرا امروز و فردا میکنی
یادداشت شاعر
به مناسبت پنجمین سالگرد عروج آسمانی روح بزرگی که با خود دل ها را برد.
تیمور سرپولکی آخرین فرزند ذکور حاج علی سرپولکی (آخرین عمو).
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱/۱۷