✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
آن شنیدی
آن شنیدی می‌شود آیا گشود
ره به دل های شکسته با ورود
آن شنیدی نیمه شب در کوی یار
نغمه مستانه را آهنگ جانانه سرود
آن شنیدی مستِی و باده زَده دل می بری
بی سبب نیست اگر گمراهی ما از تو بود
آن شنیدی که ره خمخانه پیدا کرده ای
می‌شود آیا شرابی یافت کو نوشیدنش صبرم فزود
آن شنیدی آن شرابی را ‌که دیوانه گر است
من نه نوشیده نمی دانم چطور عقلم زدود
آن شنیدی از ورایِ رفتِهِ تاریخ ما از باستان
هیچ فامیلی به جرم مهر فرزندش به زندانی ورود
آن شنیدی کودکی خفته به راه
در کنارش مادر و مهر و نوازش ها نبود
آن شنیدی ای ابر مرد بزرگ میهنم
هر چه تا امروز مانده باشد از تو تار و پود
آن شنیدی ها که از اول شنیدی پشت هم
صد هزاران در شب بیتوته هایمان چه سود
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۴/۴