✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
آمادگی
ده لغت در انتهای بیت آمد گرچه بی آمادگی
آنچه می گویم سرودم بهر هر خواننده ای جانانگی
آنکه خوانَد شعر من شاید نیاید خوش به وی
لیک تا من نگردم منزوی آن را کند دلدادگی
اندر این قرنِ زمختِ دور از احساس ظریف
جای شکر دارد تامل در پی فرزانگی
ای که مالَت برده اند دنبال ناموست همی منتظرند
تا به کی باشد حماقت سَنبُل حُرّیت و آزادگی
مکتب صدق و صفا گرچه به دوران تخته شد
لیک جوشَد خون، بدان رَگ در پی اِیستادگی
سالیانیست کوته است دست تو بهر انتقام
آنچه آن را می شمارندش، به بی عاری و بَر افتادگی
آخر این ملک و سرا دارد حساب و دفتری
تا به کی شیرازه کارت بپاشُد بهر این دیوانگی
آنچه ما را برده در رخوت، کِشد هردم بسوی انفعال
ریشه اش در حسرت دوران بود مِنهای هر شایستگی
امشبی را بین بیتوته چنان احساس آرامم رسید
هیچ هرگز انجمن حاصل نگشته اینچنین بایستگی
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۲/۱۹