آتش اثر
ای بسا آنکه گذشته اثرش مانده هنوز
بی خبر نیست هرآنکه مانده یادش یادگار
گرچه گردد چرخ این کون و مکان بر دَوَران
گر تو در جایت نباشی نظم دنیا را نباشد برقرار
بودنت گرچه رود اما نبودت چه اثر ماند بجا
میشود یاد آوَرَد هر دم ز تو با آنچه کردهای به کار
آتشی مانده که گرما می دهد حتی ز گور
آنکه مرده، کرده است کاری که مانده ماندگار
بخش اعظم در پی لذت ز دنیا میکند طی دوره را
هرکه بنیانی کند، وصل است به دوران قرار
فرق باشد در پس دیدن به چشم و دیدن پشت نگاه
آنکه بینایی ز عمق خود برآرد یاد و نامش استوار
گاه آید موردی کو با نگاه نافذش آینده را بیند بدان
آن همان پیغامدارِ عشق باشد حفظ دارش بر مدار
گرچه هر دوران به دور دیگری وابسته باشد آدمی
لیک بی همبستگی از دیده میافتد همی از اعتبار
در شب بیتوتهای ناگه سخن کوتاه کرد و شد خموش
آنکه آتش اثری، جاوید بود و یاد و نامش افتخار
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
20.12.2025