✦کریم سرپولکی
نوشته‌ها
ای آزادی بر ما بتاب و انوار روح بخشت را از ما دریغ مدار

ای ابر مردِ سخن، ای صدای آزادی

دلتنگ اشعار پر شور توئیم.

نغمه های پر طنینِ آوای هنجرهِ توانمندی که تنها یکبار بر جهان تابید و مثل آن دیگر نمی آید

اکنون که دیگر به آرامش رسیدی

دست دراز کن ابر های آسمان آبی وطن را کنار بزن و به خورشید، این آتشِ منتظرِ گرما بخش، ما را بنما.

تو اکنون نماینده هر ایرانیِ آزادهِ تحتِ ستمی هستی، که در آسمان به سوی اهورمزدا رهسپار و ما را بدان باریابی نیست.

ای پسرِ ایران ای سیروس، ای افهم.

سیروس افهمی که من می شناختم صاحب صدائی که از دل قرون و اعصار، میراثی گرانبها به ارث برده بود و آنرا آنچنان شایسته خرج میکرد که در قبال وطن هیچ گونه بدهی بجا نگذاشت و دِین خود را با طنین آن ادا کرد.

در سالهایِ آشنائیِ با وی بارها در مراسمِ مختلفِ سیاسی فرهنگی شاهدِ سخن رانی و مراسم پرشور سروده هایِ از بطنِ جان برون آمده وی بودیم و زنگ پر صلابتِ آوایِ مردانه اش دلِ هر شنونده ای را به ذراتِ خاکِ وطن پیوند داده دروازه های شهرِ آزاد را بر هر ایرانیِ تحت ستم می گشود و رویای جاودانگیِ میهن را گوشزد می نمود.

او رسالتش را در نیمه راه بپایان رسانید و پرچم را بدست نسل های بعد خود واگذاشت.

نسلی که خود از شیره جانِ آزاد مردان، رسمِ مروت آموخته مسیرِ آینده را با اصالتِ هزاران ساله و تجربیاتِ پدران بکار خواهد گرفت و با ندای آمده از کنگره های سقفِ طاقِ کسرا مَسیرِ آینده را می پیماید.

پهلوان آسوده باش میراثت به انجام میرسد جوانان وطن ایستاده اند.

بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
14.03.2023